كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
166
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
يُوصِيكُمُ اللَّهُ امر مىكند خداى شما را فِي أَوْلادِكُمْ در كار فرزندان شما و مقادير ميراث ايشان يا فريضه مىگرداند به حكم خويش درباره فرزندان شما سهام ميراث را برين وجه كه لِلذَّكَرِ مر مرد را باشد مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ مانند بهره دو زن فَإِنْ كُنَّ نِساءً پس اگر باشند اولاد ميّت زنان خالص كه با ايشان مرد نه بود فَوْقَ اثْنَتَيْنِ بالاى دو يا دو فَلَهُنَّ پس مر ايشان را باشد ثُلُثا ما تَرَكَ دو بخش از سه بخش آنچه متوفى بگذاشته است وَ إِنْ كانَتْ و اگر باشد واحِدَةً وارث يك دختر و بس فَلَهَا النِّصْفُ پس مر او راست نصفى از متروكه متوفى وَ لِأَبَوَيْهِ و مر پدر و مادر ميّت را لِكُلِّ واحِدٍ مر هر يكى را مِنْهُمَا السُّدُسُ از ايشان حصّه شش يكى است مِمَّا تَرَكَ از آنچه گذاشته باشد فرزند إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ اگر باشد مر آن فرزند مرده را فرزندى خواه مرد و خواه زن فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ پس اگر نباشد مر آن فرزند مرده را فرزندى وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ و ميراث برند ازو همين مادر و پدر او فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ پس مادر او را سه يك باشد از مال و چون حصر وراثت كرد بر ابوين و نصيب ام تعين فرمود مقرر شد كه باقى نصيب اب است فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ پس اگر باشد مر اين متوفى را برادران مادرى و پدرى يا بعضى پدرى و بعضى مادرى فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ پس مادر ميت را باشد شش يك از متروكه و اين نصيبها كه به جهت ورثه مفروض شده بديشان مىرسد مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ از پس وصيتى كه يُوصِي بِها وصيت كرده شده است بدان و حفص معلوم مىخواند و مدعا آنكه موصى ميت است أَوْ دَيْنٍ يا بعد از اداى دينى كه در ذمه مورث باشد آباؤُكُمْ پدران شما وَ أَبْناؤُكُمْ و پسران شما لا تَدْرُونَ نمىدانيد شما أَيُّهُمْ كه كدام از ايشان أَقْرَبُ نزديكترست و به كارآيندهتر لَكُمْ نَفْعاً مر شما را از جهت منفعت يعنى نمىدانيد كه از اصول و فروع ورثه كيست نفع رسانندهتر بشما در دنيا به شفقت و در آخرت به شفاعت و چون حق تعالى باحوال ورثه و مورث داناست پس قطع كرد سهام مواريث را و فرض گردانيد فَرِيضَةً فرض گردانيدنى مِنَ اللَّهِ ثابت از نزديك خدا إِنَّ اللَّهَ كانَ به درستى كه خدا هست عَلِيماً دانا بمراتب هر يك از ورثه حَكِيماً حكمكننده در تقدير سهام ايشان .